تقدیم به عشقم- چند پیام عاشقانه - چند سخن از بزرگان
امروز سیزده بدره امیدوارم همتون روز ۱۳ خوبی را بدر کنید (دروغ سیزده یادتون نره)
هر کی رفت تو دل طبیعت به جای من سبزه گره بزنه به نیت خودم
جا داره از عزیزانی که یاور و مونس تنهایی هستند تشکر کنم .
الخصوص کیوان عزیز * لنی* سیما و بهنام گلم * قطره کوچولو *محمد درویش و ...
( همتونو دوست دارم امیدوارم روزی بتونم محبتتون را جبران کنم ![]()
) .
از دوستانی که از وبلاگ من دیدن میکنن خواهشمندم:
نامه ای را که در این آپم قرار دادم را بخونن و نظرشون را در مورد این نامه بدن .
دوستان عزیز هر کی میاد یه دروغ سیزده هم بگه
قشنگترین دروغ ۱۳را با انتخاب خودتون معرفی کنیم( شاید جایزه هم دادیم
)
امشب میخوام یه شعر برای عشقم بنویسم ( دلم خیلی براش تنگ شده)
اگه تو مال من بودی
اگه تو مال من بودی دنیا یه رنگ دیگه داشت
میشد با هر نگاه تو تو آسمون ستاره داشت
اگه تو مال من بودی اینقدر غریب نمیشدم
من چی می خواستم از خدا دیگه که پیشت بودم
اگه تو مال من بودی چشام به چشمات شک نداشت
تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترک نداشت
اگه تو مال من بودی جهنمم بهشت میشد
قصه عشق ما دو تا عبرت سرنوشت میشد
اگه تو مال من بودی برگ ها تو پاییز نمیریخت
شمعی که پروانه داره اشک غم انگیز نمیریخت
اگه تو مال من بودی دنیا یه رنگ دیگه داشت
میشد با هر نگاه تو تو آسمون ستاره داشت
![]()
چند پیام عاشقانه
کاش گلي بودم ميان انگشتانت تا وقتي به من نگاه مي کردي به تو مي گفتم خوشبختي تو آرزوي من است.
انواع قهوه : 1- شيرين مثل چشات2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت.
هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه.
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!.
ای کاش همدم تنهاییم قلب بارانی تو باشد تا اینگونه در گرداب غم و اسارت بی تو بودن اسیر نباشم
ای همدم تنهایی رویاهایم بیا و مرا رها کن بیا و مرا به قصر پاکان ببر.
تنها ستاره ی خيالی من ، تو را در کدامين شب بجويم وقتی که هر شب بی تو بودن را به وسعت گريه در مي یابم و
وقتي با گريه مي خوابي بدون که يه عاشقي مثل من که يه عاشقم بدونه معشوق.
اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه
و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري.
نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی.

چند سخن از بزرگان
پل نیسن: اگر در دل شوق و عشق داری از زندگی خود بهره بسیار به دست آر
چون عشق همواره آدمی را به سوی کمال راه می نماید.
بزرگمهر : برای آدمی دشمن دانا از دوست نادان بهتر است .
تاگور : زندگی حتی با عشق گم شده نیز شیرین تر از زندگی بی عشق است.
پلورک :هرگز نباید چیزی را که نمی توانید بهتر از آن را جایگزینش سازید از بین ببرید.
فوربس : كسي به حساب مي آيد كه ديگران را به حساب بياورد.
ارد بزرگ : اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای او را خوار مساز ، بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی .
نادر شاه افشار : سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام.
ترنس : هنگامیکه امید در کسی بمیرد کینه و انتقام در او زنده می گردد ،
هرقدر امید کمتر باشد ، عشق بزرگتر است .
جبران خلیل جبران : به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند
سروانتس : زن مانند شیشۀ ظزیف و شکستنی است . هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید .
زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند .
توماس جفرسون : صداقت نخستين بخش كتاب عشق است .

نامه عاشق به معشوق
... دیشب دور از تو قلم برداشته و متن زير را برايت نوشتم تا بداني دور از تو چه مي كشم .
من نمي گويم با من حرف نزنی مي ميرم ولی اگه حرف بزنی زنده می مونم
حالا احساس امشبم را بخوان :
تو شب را با بالش خيس از اشك بسر كردن و از ترس اينكه
دلدارت دور از تو چه مي كند و دستت را بي هوا به سويش كه دردسترست نيست دراز كردن
وخود را در حفره هاي تنهايي يافتن را تا حالا حس كرده اي ؟؟؟
تو براي گريه كردن منتظر اشك شدن و بي دوست بودن را با تمام وجود
در يافتن و با حسرتهاي بي پايان به اميد اينكه روزي شايد
فقط یه جمله محبت آمیز از او بخوانی و بيهودگي اين انتظاررا تا حالا احساس كرده اي ؟؟؟
به كسي دل بستن و دور از شهوت شبها را با موزيك حسرت و ترنم اشك به صبح رساندن
و تك تك اميدهاي به ياس تبديل شده دلت را تا حالا احساس كرده اي ؟؟؟
تو زندگي كردن با روح دوست و شبها را به ياد مهتاب رويش و
ستارگان چشمان دلدارت به صبح رساندن را تا حالا احساس كرده اي ؟؟؟
تونبض و تپش عشق را در رگهاي دستانت كه هر لحظه شوق در آغوش گرفتن يارش را دارد
و خود را در تنهايي شب ميان گريه هاي سياهي شب محصور ديدن را تا حالا احساس كرده اي ؟؟؟
تو به درون وتفكرات عاشقانه برگشتن و سراپا درد عشق بودن و درمان نداشتن را تا حالا احساس كرده اي ؟؟؟
تو تا لحظه اي كه اشك چشمانت خشك نشده گريه كردن و با نگاههاي عميق پر ازحسرت عشق به همه جا نگاه كردن
را تا حالا احساس كرده اي ؟؟؟
تو كسي را كه بيش از همه دوست داري و دستت به آن نميرسد و بدون حضورش لحظه اي آرام
و قرار نداشتن را تا حالا احساس كرده اي ؟؟؟
تو محرم اسرار تنهائيت فقط قلم وكاغذ بودن و چشم به سفيدي كاغذ
و اشك قلم دوختن را تا حالا احساس كرده اي ؟؟؟
نمي دانم .....
ولي من تمام آنچه كه گفتم با تمام وجودم احساس كرده ام .
تو هم بنويس دردها و حسرت دور از يار بودنت را به دست چه كسي
درمان خواهي كرد .
Oyaq